جملات عاشقانه


ای که از یاد وفا می طلبی ، یار کجاست ؟ / همه یارند ولی یار وفادار کجاست ؟

..................................................

دید ما کوچه ی تنگیست که چرایش چشم است ، چشم ما گوش ، عقل ما حرف سر کوچه ، سر بازار ، چشم ها را باید شست .
..................................................

خداوندا ! غرورم را شکستند پل سبز عبورم را شکستند / چه بی رحمانه در پاییز غربت / دل سنگ صبورم را شکستند .
 ....................................................

هر سکه دو رو دارد ولی عشق تنها یک رو ، نابودی !
 ...................................................

زندگی یعنی : بخند هرچند غمگینی ، ببخش هرچند که مسکینی ، فراموش کن هر چند دلگیری .
 .................................................

از من آزرده مشو ، می روم از خانه ی تو ، قبل رفتن تو بدان عاشق و بی تقصیرم ، تو اگر خسته ای از دست دلم حرفی نیست ، امر کن تا که بمیرم ، به خدا می میرم .
................................................

دیدم که تو دریا شدی و من رود شدم / در وسعت چشمان تو محدود شدم / آن روز که در آتش عشق افتادم / سرسبز تر از آتش نمرود شدم .
 ..................................................

ای کسانی که مامور دفن من هستید ، گوش فرا دهید : تابوت مرا در جای بلندی قرار دهید ، تا باد بوی مرا به سرزمین عاشقان ببرد ، چشمان مرا باز بگذارید ، تا همه بدانند که چشمان من در آرزوی دیدن گل باغ دلم چقدر حسرت کشیدند ، دستان مرا از تابوت بیرون بگذارید ، تا همه بدانند که دستان من به معبود خویش نرسیده ، روی مرا با پارچه ی سیاهی بپوشانید ، تا همه بدانند که روزهای من در سیاهی گذشته است ، و روی قبر من یک تکه یخ بگذارید ، تا وقتی آب می شود ، احساس کنم که معبودم دارد برایم اشک می ریزد .

/ 0 نظر / 7 بازدید